شنبه ۲۰ خرداد ۱۳۹۶ - ۱۲:۳۵

سلامت آنلاین علل روانشناختی پدیده اسید پاشی را بررسی می کند

اسیدپاشی؛ زخمی که هرگز التیام نمی‌یابد

اسیدپاشی

سلامت آنلاین- هفته گذشته دوباره شاهد یک انتقامگیری با ابزار اسیدپاشی در پارک فداییان اسلام تهران بودیم؛ هر چند از انگیزه های فرد اسیدپاش هنوز اخباری منتشر نشده، ولی این پدیده از ابعاد گوناگون قابل بررسی روانکاوانه است.


به گزارش سلامت آنلاین اسید پاشی یکی از ناخوشایندترین جنایت هاست، این امر یک اقدام کاملا عامدانه بوده و عملی لحظه ای و ناشی از عصبانیت نیست ، چراکه معمولا مجرم برای ارتکاب به این عمل، برنامه ریزی دقیق می کند. افرادی که اقدام به اسیدپاشی می‌کنند حس ترحم ندارند،معمولا زود عصبانی و برانگیخته می شوند و برای انتقام بی رحمانه ترین روشها را انتخاب می کنند.

  اسید پاشی روش نابهنجاری است که معمولا برای انتقام جویی یا از بین بردن زیبایی چهره فرد مقابل مورد استفاده قرار می گیرد. غالبا این عمل به  قصد تنبیه‌کردن انجام می‌شود و نیت اصلی کسی که این کار را انجام می دهد، قتل طرف مقابل نیست، بلکه اقدام به کاری بدتر از قتل است، زیرا این عمل به این منظور انجام می گیرد که قربانی برای همیشه زجر بکشد ؛ برای مثال شنیدن جواب منفی در خواستگاری، باعث ایجاد احساس نفرت و خشم در جوان عاشق شده و او را به انجام این عمل سوق می دهد تا با ایجاد ظاهری وحشتناک در چهره آن زن، کسی سراغ او نرود و یا او را دوست نداشته باشد!

در بخش دیگر این ماجرای تلخ، قربانی این حادثه قرار دارد، فردی که در یک لحظه ، زیبایی چهره و اندام خود را از دست می دهد و متعاقب آن دچار آشفتگی هایی در سلامت جسم و روانش می گردد. فردی که روی او اسیدپاشی می شود، سال‌های زیادی را ناتوان خواهد بود؛ زندگی این افراد شکنجه‌ای است که پایانی ندارد، زندگانی که همیشه در انتظار مرگ به‌سر می شود.  

پیامدهای  فردی و اجتماعی اسیدپاشی

بیشتر اثرات اسیدپاشی روی زندگی قربانی و خانواده وی است، اسیدپاشی بر سلامت جسمی، روانی و معنوی قربانیان اثر می‌گذارد؛عوارض جسمی چون از دست دادن زیبایی، مشکلات بینایی، کشیدگی چانه به سمت گردن، آسیب دهان، لب و بینی، اشکال تنفسی و ...  از پیامدهای دایمی و عذاب‌آور این جرم در قربانیان است، مسایلی که احتمال دارد تا پایان عمر همراه قربانی باشد، اگر چه گاهی نیز اسیدپاشی، باعث مرگ فرد می شود. از طرفی، درمان عوارض این جرم به دلیل استمرار درمان‌ها، هزینه‌های هنگفت و کمرشکنی را به طور مستقیم و غیرمستقیم بر قربانیان و خانواده‌های آنان تحمیل می‌کند، داستان تلخ  دیگری از زندگی این  قربانیان است. 

تاثیرات منفی روانشناختی از دیگر پیامدهای ناگوار و ماندگار این جرم بر قربانیان است؛ این افراد معمولا  به لحاظ روانشناختی سرشار از رنج، حقارت و بدبختی، غمگینی، کاهش اعتماد به نفس و احساس شرم هستند. معمولا قربانیان، تاب تحمل دیدار چهره خود را ندارند و متمایل نیستند دیگران هم این چهره را ببینند، ترس از رها شدن از جانب خانواده و خستگی آنان از این شرایط و همچنین مستولی شدن اختلالات روان‌پزشکی چون اختلالات اضطرابی، افسردگی و ترس از دیگر مشکلات قربانیان است.

اسیدپاشی نه تنها بر تعاملات و روابط اجتماعی قربانیان و حتی خانواده‌هایشان تاثیر منفی دارد بلکه باعث بروز مشکلاتی در نقش های اجتماعی شان نیز می شود، نگاه خیره مردم، ترس و فرار از انان یکی از مهمترین دلایل انزوای اجتماعی و دوری این افراد از جامعه و نقش های اجتماعی است.

از سوی دیگر، اسیدپاشی موجب ایجاد احساس ناامنی، تهدید و نگرانی در جامعه می شود و متاسفانه این وضعیت زمانی بحرانی تر می شود که علل اسیدپاشی به دلیل قرائت‌هایی باشد که از یک دین ،مذهب یا اعتقاد نشات می گیرد؛ اگر اسید پاشی در راستای مسایل مذهبی و اعتقادی اتفاق بیفتد، نه تنها سلامت اعتقادی و معنوی آن فرد و خانواده‌اش به خطر می‌افتد بلکه چهره کریهی از آن سیستم اعتقادی نیز، به دنیا  عرضه می‌شود.

علل اسید پاشی چیست؟

روان شناسان عوامل متعددی را در بروز این جرم دخیل می دانند؛ ابتلا به اختلالات روانی و شخصیتی از جمله مهمترین عواملی است که باعث می شود فرد اقدام به اسیدپاشی کند، در میان افراد مبتلا به اختلال شخصیت  آنتی سوشال یا ضد اجتماعی، مستعدترین افراد به انجام این کار هستند. مبتلایان به این بیماری از لحاظ روانی سلامت ندارند و معمولا تجزیه و تحلیل شان از مسائل نیز نادرست و غیر منطقی است، این افراد با برهم زدن نظم عمومی و ایجاد رعب و وحشت نه تنها هرگز احساس نمی کنند مرتکب کار اشتباه و خلافی شده اند بلکه گمان می کنند در مسیر مطلوبی قدم برداشته اند که باعث احساس غرور و شایستگی می شود.  شکست های متوالی در زندگی، سرخوردگی‌های فردی و اجتماعی، عقده های سرکوب شده و هیجانات دوران جوانی (وندالیسم )، احساس خشم و حقارت و تلاش برای جبران، عدم ابراز خویشتن به طرق جامعه‌پسند، مورد توجه قرار گرفتن و... از دیگر دلایلی است که افراد مبتلا به اختلالات خفیف روانی را مستعد به رفتارهای پرخاشگرانه‌ای مانند اسیدپاشی می کند.

مسائل ناموسی و جنسی از دیگر عوامل مهمی است که منجر به اسیدپاشی می شود؛ روابط فرا زناشویی، سوء ظن به داشتن روابط نامشروع و... عمده ترین دلایلی است که فرد خاطی را در معرض تهدید به این اقدام قرار می دهد؛ اگر چه مزاحمت های ناموسی که گاه منجر به تجاوزات جنسی هم می شود، دلیلی اساسی برای اقدام به اسیدپاشی به فرد متجاوز، توسط  خود قربانی یا فردی از طرف وی است.

 کینه و دشمنی و وجود اختلاف بین عاملان این جرم و قربانیان عامل موثر دیگری است که منجر به بروز این جرم می شود. وجود تعارض و مشاجرات متعدد زمینه ای را برای ارتکاب این گونه جرایم فراهم می کند که  شدت بسیار خشم باعث می شود برخی اقدام به این عمل شنیع کنند.

از سوی دیگر، انتقام گیری، در بعضی از افراد انگیزه ای قوی برای اقدام به رفتارهای بزهکارانه ای چون اسید پاشی ایجاد می کند، فردی که پتانسیل بالایی برای پرخاشگری و رفتارهای پرخاشگرانه دارد معمولا متوسل به این اقدام پرخاشگرانه می شود تا با ارتکاب به جرمی، احساس قدرت و برتری کند. معمولا فرد با آسیب رساندن به قربانی، خشم درون خود را تسلی داده و به طور موقت، احساس رضایت و خشنودی می کند.غالبا انتقام جویی ها ریشه در کینه های قدیمی دارند و بعد از مدتها باعث انتقام جویی می شوند، اقدام تاخیری به  چنین امری تنها به این دلیل است که فرد اسید پاش شناخته نشود.

انتقام جویی عشقی شایع ترین است و معمولا در میان جوانان، بسیار دیده می شود؛ حسادت، ترس از طرد شدن، بی ارزشی، احساس حقارت، مورد توجه و علاقه نبودن، اجحاف در حقوق فردی و ... عمده ترین دلایل اسیدپاشی است. 

  گاهی نیز اسیدپاشی وسیله ای برای اخاذی و زورگیری است که  در این صورت مجرم با تهدید قربانی به پاشیدن اسید و آسیب رساندن به  او و یا یکی از اطرافیانش اقدام به  سرقت اموال می‌کند. کاهش سلامت معنوی، بالا بودن سطح خشونت، مشکلات فرهنگی، فقر، نابرابری جنسیتی، تبعیض جنسیتی و انحطاط اخلاقی وضعیت بد اجتماعی و اقتصادی و کلاهبرداری مالی از دیگر عوامل موثر بر این پدیده است.

قربانیان اسیدپاشی نیازمند حمایت هستند

عدالت باید در خصوص عاملین و آمرین اسیدپاشی برقرار شود، این عمل عالمانه و عامدانه است و جنبه عمومی جرم علیرغم گذشت و بخشش قربانی و خانواده او باید در نظر گرفته شود، چرا که اگر مقابله درستی صورت نگیرد،  بسترهای وقوع این جرم گسترش پیدا می‌کند. قربانیان چنین حوادثی مستحق سرزنش نیستند، بلکه باید به قربانیان کمک شود تا صدای آنها شنیده شود؛ چه بسا  پشتیبانی وحمایت حق مسلم آنان و مولفه ای مهم  در جهت ساختن دوباره زندگی ویران شده شان است. بی تردید در این راستا  NGO ها  نقش مهمی در کمک به قربانیان، بالابردن آگاهی، ارایه خدمات توانبخشی و کمک به اشتغال آنها دارند؛ اگر چه لازم است به مردم آموزش داده شود که اسیدپاشی یک ماهیت جنایت کارانه و غیراخلاقی دارد و اگر کسی مرتکب این عمل شود، دستگیر و مجازات می شود.

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.