سه‌شنبه ۴ مهر ۱۳۹۶ - ۱۳:۲۷

افزایش آمار دختران سیگاری؛ تهدیدی که دست‌کم گرفته‌ایم

دکتر سعید صفاتیان/ رئیس کارگروه کاهش تقاضای مواد مخدر مجمع تشخیص مصلحت نظام

سعید صفاتیان

 روز گذشته سخنگوی وزارت بهداشت از آمار نگران کننده ای خبر داد که بر اساس آن در پنج سال اخیر میزان مصرف دخانیات در میان دختران از یک درصد به ۲/۱ درصد رسیده و تقریبا دو برابر شده است. این اتفاق در میان دختران جامعه در حالی می افتد که آمار پسران مصرف کننده مواد دخانی از ۵.۱ به ۴.۸ کاهش پیدا کرده است. در چنین شرایطی این سوال در ذهن همه ایجاد می شود که چه دلایلی باعث شده تا آمار دختران سیگاری و قلیانی کشور از پسران جلو بزند و چه نهادها و دستگاه هایی در این زمینه کم کاری کرده اند؟

اغلب کشورهای دنیا برنامه های متعددی برای پیشگیری از گرایش نوجوانان و جوانان خود به مصرف مواد دخانی دارند. سوال اینجاست که وزارت آموزش و پرورش که در راس امور آموزشی کشور قرار دارد، چقدر روی برنامه های پیشگیری از مصرف دخانیات کار کرده است و چند درصد دانش آموزان تحت آموزش برنامه پیشگیری قرار گرفته اند؟ به نظر من آن طور که باید این برنامه ها عملی نشده است و اگر شده بود امروز شاهد افزایش آمار دختران سیگاری که قرار است مادران فردای این جامعه باشند، نبودیم. 

در اغلب کشورهای دنیا، صحبت کردن در مورد دخانیات را از دوران مهد کودک آغاز می کنند. به کودکان مهارت « نه گفتن» را آموزش می دهند که اگر کسی چیزی به شما تعارف کرد یا در بحث کودک آزاری به شما گفت که به مکان خلوتی برویم یا به طور عمدی با قسمتی از بدنتان تماس پیدا کرد، چطور و به چه شکلی به آن فرد آزار گر یا کسی که مصرف دخانیات را به شما پیشنهاد می دهد، « نه» بگویید تا از آسیب های آن در امان باشید.

در دوره دبستان، موضوع دخانیات را بیشتر برای آن ها باز کرده  و در دوران راهنمایی نیز کاملا واضح در مورد عوارض و آسیب هایی که مصرف مواد دخانی می تواند به همراه داشته باشند، صحبت می کنند. اما در ایران چطور با بحث دخانیات، مواد مخدر و الکل برخورد می کنند؟ آیا اصلا در مدارس ایران در مورد این موضوعات صحبت می شود؟ بسیاری از معلمان و مدیران و مسئولان مدرسه تصور می کنند اگر در مورد چنین موضوعاتی صحبت کنند، قبح مساله می ریزد و دانش آموزان با میل و رغبت بیشتری به سمت مصرف انواع مواد دخانی کشیده می شوند، در حالی که این تصور غلط است. مثلا حضور پدر و مادر و حتی خواهر و برادر سیگاری در خانه و تماس با دوستانی که به راحتی سیگار مصرف می کنند، زمینه را برای مصرف دخانیات نوجوان یا جوان فراهم می کند و پنهان کاری در این زمینه، فقط پاک کردن صورت مساله است. 

در دنیا هیچ کس حق ندارد به افراد زیر ۱۸ سال سیگار بفروشد، اما در کشور ما دانش آموز چه دختر و چه پسر پس از تعطیلی از مدرسه به راحتی به دکه روزنامه فروشی مراجعه کرده و با کمترین سیگار خود را تهیه می کند. رفتار بسیاری از والدین نیز تاثیر بسزایی در گرایش نوجوانان و جوانان به مصرف سیگار دارد. خدا نکند دختر یا پسر نوجوان خانواده ای کمی دیر به منزل برسد، مدام او را بازجویی می کنند که چرا مسیر ۱۵ دقیقه ای خانه را نیم ساعت طول دادی؟ یا دور از چشم فرزندشان مدام جیب هایش را می گردند تا شاید نخ سیگار یا مواد مخدر پیدا کنند. 

در بعد دیگر، برخی افراد به دلیل مشکلات اضطراب و افسردگی، تمایل بیشتری به مصرف سیگار دارند. شکست های عشقی در دوره نوجوانی یا جوانی و همچنین مشکلات اجتماعی و اقتصادی در گرایش افراد به مصرف دخانیات و حتی مواد مخدر بی تاثیر نیست. به یاد داشته باشیم که افراد سیگاری، الکلی و مصرف کننده مواد مخدر به دلیل نوع ویژگی رفتاری خاصی که دارند به راحتی یکدیگر را پیدا می کنند و همین امر باعث گسترش مصرف انواع مواد دخانی در کشور می شود.  

بخش مهم تر ماجرای تلخ افزایش آمار دختران سیگاری و قلیانی در کشور، عوارض اجتماعی و شخصی متعددی است که برای این قشر از افراد جامعه به همراه دارد. زمینه ارتکاب تخلف و جرم در برخی از دختران سیگاری، بیشتر از سایر دختران است. همچنین برخی دختران به دلیل محدودیتی که در مصرف سیگار دارند، گاه به خانه ها و مناطق بسته پناه می برند که همین موضوع هم ممکن است برخی از آنها را قربانی آسیب های اجتماعی کند. جدای از این موارد، پس از ازدواج و در زمان زایمان نیز برخی زنان سیگاری دچار مشکل شده و ممکن است نوزادشان با ناهنجاری های متعدد جسمی متولد شود.

حال در این شرایط، گاهی می بینیم که همایش هایی برای جلوگیری از گسترش مصرف سیگار برگزار می شود. مثلا همایشی ۵۰۰ نفره در مورد عوارض ناشی از مصرف سیگار در فلان جا برگزار می شود و سخنران پس از دو ساعت سخنرانی خداحافظی می کند و می رود. سوال اینجاست که برگزاری چنین همایش هایی چه دردی از مردمی که فرزند سیگاری دارند، دوا می کند؟ بنابراین باید دست از این اقدامات بی فایده برداریم و برای مقابله با مصرف دخانیات در دختران و پسران، اصولی بیندیشیم و با این قضیه، برخورد علمی داشته باشیم.

در مجموع باید بگوییم که چنین آسیب هایی را نه تنها در ایران که در هیچ کجای دنیا نمی توان به طور کامل حذف کرد، اما دستگاه های متولی و در راس آن آموزش و پرورش، وزارت ارشاد، سازمان صدا و سیما، سازمان بهزیستی کشور، نیروی انتظامی و حتی سیستم قضایی کشور باید وارد عمل شوند و با برنامه ریزی دقیق و منسجمی، این معضل اجتماعی را مرتفع کنند تا دختران بیشتری اسیر آسیب های دخانیات نشوند. در غیر این صورت و در پنج سال آینده قائم مقام وزیر دیگری دوباره از افزایش آمار دختران سیگاری در کشور خبر خواهد داد که دود آن به چشم نه تنها آن جوانان بلکه همه مردم می رود. در این بین، خانواده ها نیز باید درد داشتن فرزند سیگاری را به جان بخرند که ممکن است درگیر مصرف مواد مخدر و انواع بزه های اجتماعی هم شده است. از سوی دیگر، افزایش دختران سیگاری به این معنی است که بخش درمان کشور نیز هزینه های چند برابری باید بابت درمان عوارض ناشی از مصرف سیگار بپردازد که در آن صورت، نظام سلامت نیز از این مساله متضرر خواهد شد.