شنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۶ - ۱۱:۵۸

آسیب‌شناسی پدیده افزایش زنان سرپرست خانوار

دکتر حسن موسوی چلک / رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

حسن موسوی چلک انجمن مددکاران

نقش زن در تامین بهداشت روانی خانواده و در نتیجه سلامت جامعه بسیار چشمگیر است. او می‌تواند چه در نقش مادر و چه در نقش همسر، روحیه امید و نشاط را به اعضای خانواده منتقل کند. در این میان، مساله افزایش روزافزون «زنان سرپرست خانوار» به یک دغدغه اجتماعی تبدیل است. قطعا حل این آسیب تنها در توان یک سازمان یا نهاد نیست، بلکه سمن‌ها و خود مردم نیز باید پای کار بیایند.  

طی چند سال گذشته، ما با پدیده افزایش زنان سرپرست خانوار روبرو شده ایم. مثلا در سرشماری سال ۹۵ بیش از سه میلیون زن سرپرست خانوار داشتیم، در حالی که در سال ۹۰ بیش از دو میلیون و ۵۰۰ هزار نفر، در سال ۸۵ یک میلیون و ۶۰۰ هزار نفر و در سال ۷۵ کمتر از یک میلیون و ۲۰۰ هزار نفر، زنان سرپرست خانوار داشته ایم.

همانطور که می بینیم از سال ۷۵ به بعد، روند رو به رُشدی در افزایش زنان سرپرست خانوار داشته‌ایم که چند عامل کلیدی در آن تاثیرگذار بوده است، ازجمله فوت همسر بر اثر عواملی همچون تصادفات، کاهش آمار ازدواج و افزایش طلاق. 

سالانه ۱۷ هزار نفر، مرگ سرپرستان خانوار را در اثر تصادفات داریم که ۳۰ درصد از زنانی که تحت پوشش نهادهای حمایتی قرار می گیرند، از دل این خانواده ها برمی خیزند. اگر نتوانیم در مورد تصادف و طلاق، تمهیداتی را اتخاذ کنیم که منجر به روند کاهشی شود، قطعا در سرشماری آینده، دوباره شاهد افزایش آمار زنان سرپرست خانوار خواهیم بود.

البته قانونی تحت عنوان قانون حمایت از زنان و کودکان بی‌سرپرست نیز داریم که کسانی مشمول این قانون می شوند که از هیچ منبعی حقوق نگیرند، شاغل نباشند و هیچ گونه مستمری نداشته باشند. کمیته امداد امام خمینی (ره) و سازمان بهزیستی، دو نهاد مسئول کمک های دائمی به این خانواده‌ها هستند. کمیته امداد امام خمینی (ره) حدود یک میلیون و ۲۰۰ هزار نفر و سازمان بهزیستی، حدود ۲۰۰ هزار نفر از این افراد را تحت پوشش قرار داده است.  

اگرچه ممکن است برخی از این زنان سرپرست خانوار هم نیازی به کمک نهادهای حمایتی نداشته باشند اما حتی برخی از این زنان هم نیازمند دریافت خدمات حمایتی و روانی هستند. برای مثال، اگر زنی طلاق بگیرد و نیاز مالی هم نداشته باشد، برای خروج از بحران و انطباق با شرایط جدید، قطعا نیازمند حمایت های روانی و اجتماعی است.

همچنین زنانی که همسر مردان از کارافتاده، معتاد و متارکه کرده هستند یعنی طلاق رسمی نگرفتند اما باهم زندگی نمی کنند و دخترانی که ازدواج نکرده و خودسرپرست هستند نیز جزو زنان سرپرست خانوار محسوب می شوند که آمار آنها هم مدام در حال افزایش است. 

باتوجه به پدیده افزایش زنان سرپرست خانوار و آسیب های پیامد آن، انجمن مددکاری ایران نیاز به تشکیل یک سازمان نظام مددکاری اجتماعی در کشور را به خوبی حس می کند، اما نظام آموزشی کشور ما با آنچه که نیاز داریم فاصله معناداری دارد و برای رفع این آسیب های اجتماعی دچار فقر تولید دانش بومی هستیم. از سوی دیگر، در حوزه مددکاری اجتماعی، سختی کار مددکاران نیز لحاظ نشده است. باوجود نیازی که به این گروه از فارغ التحصیلان وجود دارد، اما همچنان ۴۰ تا ۵۰ هزار مددکار اجتماعی کم داریم، زیرا اجازه جذب نیرو در نهادهای دولتی وجود ندارد و در بسیاری از موقعیت های شغلی، پُست مددکاری اجتماعی توسط رشته های دیگر اشغال شده است.

بنابراین نمی توانیم برنامه های مددکاری اجتماعی را به خوبی در کشور نهادینه کنیم تا بتوانند کمک حال زنان سرپرست خانوار باشند؛ آن هم درحالی که فارغ التحصیلان مددکاری و موقعیت های کاری زیادی داریم اما فرصت های جذب نیروی مددکاری در نهادهای رسمی وجود ندارد.

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.