چهارشنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۶ - ۱۰:۲۵

سلامت آنلاین از ضرورت حمایت روانی از زلزله‌زدگان گزارش می‌دهد

دردهای روانی زلزله‌زدگان در زیر آوارها جوانه می‌زند

مصدومان زلزله غرب کشور

سلامت آنلاین- وقوع زلزله مرگبار کرمانشاه، علاوه بر خسارات مالی که می‌توان با برنامه‌ریزی‌های کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت به نوعی آنها را جبران کرد، عوارض روانی شدیدی نیز به همراه دارد. ویرانی‌های روانی مردم منطقه که در زیر مصیبت‌ها تدفین می شود، به سادگی قابل حل نیست و می‌تواند سال‌ها ابعاد زندگی زلزله زدگان را تحت تاثیر مسائل و بلایای حاصل از زلزله قرار دهد.

به گزارش سلامت آنلاین، ترمیم آسیب دیدگی‌های روحی و روانی زلزله‌زدگان به راحتی آسیب‌های مالی جبران کردنی نیست. به همین دلیل، حضور روانشناس در مناطق زلزله زده ضرورت دارد و می‌توان با ارائه مشاوره‌های روانشناسی کمک شایانی در بازگرداندن مردم به زندگی عادی کرد.

رئیس انجمن علمی مددکاران اجتماعی ایران در هر یک از زلزله‌های بم، قائن و بویین زهرا به مدت سه ماه حضور داشته‌ است. دکتر مصطفی اقلیما در گفتگو با سلامت آنلاین با اشاره به وقوع زلزله هفت و سه دهم ریشتری در کرمانشاه، می‌گوید: «این زلزله در یک منطقه محروم و فقیرنشین رخ داده و اکثر خانه‌های کاه‌گلی آنها را با خاک یکسان کرده است. اولین کاری که ما می‌کنیم این است که می‌گوییم تجهیزات و امکانات داریم و گروه‌هایی را برای وقایع غیر مترقبه تشکیل می‌دهیم. در ادامه نیروهایی را به قصد کمک به منطقه می‌فرستیم تا مثلا لقمه نانی به افراد آسیب‌دیده بدهند. در ظاهر این یک رفتار خوب است اما مشکل اینجاست که این رفتار تنها در هفته اول اتفاق می‌افتد و به محض اینکه سر و صدا خوابید، همه این نیروها مکان را ترک می‌کنند و هیچ کس نمی‌ماند.»

وی با بیان اینکه تنها۱۰ روز بعد از حادثه، هیچ‌کس برای کمک در منطقه نمی‌ماند، ادامه می‌دهد: «مساله اینجاست که مصیبت دیدگان زلزله، در این لحظه نیازی به کمک ندارند. خود آنها می‌توانند اجساد عزیزان خود را از آوار بیرون کشیده و آنها را دفن کنند. مشکل آنها درست بعد از این شروع می‌شود که می‌بینند بی‌کس شدند و برای خرید یک قرص نان پول ندارند. مشکل آنها زمانی شروع می‌شود که برای ساخت مجدد خانه نیاز به اجازه ساخت دارند و درگیر بوروکراسی اداری می‌شوند. آنها اگر بخواهند دوباره خانه بسازند، اولین چیزی که باید ارائه دهند سند منزل است. در صورتی که همه اسناد و مدارک خود را در زلزله از دست داده‌اند.»

اقلیما می‌افزاید: «آنها بعد از گذشت یک ماه از زلزله، کمبودها را متوجه شده و جای خالی عزیزان خود را احساس می‌کنند. آن زمان بیشتر احساس بی کس و کاری می‌کنند و نیاز آنها هم صرفا با اعزام روانشناس و روانپزشک حل نمی‌شود. بلکه با حل مشکلاتشان از بین می‌رود. ما باید علاوه بر ارائه خدمات روانشناسی به آنها، علت مشکلات روانی آنها را از بین ببریم. کمااینکه اگر همین امروز شروع به فعالیت کنیم، تا عید برای همه آنها می‌توانیم خانه‌های شیک بسازیم و این هزینه زیادی برای دولت ندارد. اما اگر آنها را رها کنیم هزینه ایجاد می‌کند. اینها به کجا پناه می‌برند؟ حتی امکان دارد برخی از آنها به ناچار به دزدی یا اعتیاد یا قاچاق یا کارهای خلاف دیگر کشیده شوند. درواقع مجبور به این کار می‌شوند. انسانی که همیشه به طرز صحیح زندگی کرده وقتی الان چیزی ندارد، چه کاری می‌تواند انجام دهد؟ به هر اداره ای سر می‌زند جواب سربالا می‌گیرد، خب چه باید بکند؟»

وی با بیان اینکه از این نمونه‌ مشکلات در بم و قائن زیاد داشتیم، تصریح می‌کند: «این افراد چون به یکباره اعضای خانواده خود را از دست داده‌اند، دیگر چیزی برایشان مهم نیست و باید با حمایت مالی و روانی، آنها را به زندگی عادی برگرداند.»

اول امکانات، بعد سلامت روان

رئیس انجمن علمی مددکاران اجتماعی ایران توضیح می‌دهد: «روال معمول در همه جای دنیا این است که ابتدا شروع به حل مشکلات آنها می‌کنند. زلزله زدگان زمانی روانی می‌شوند که رها شده و هیچ کس حرف آنها را نمی‌شنود و تنها می‌مانند. زمانی که کار امدادی پیش نرفت، نیاز دارند که با کسی درد و دل کنند. ما اگر آن امکانات را برای آنها فراهم کنیم، مرگ عزیزان خود را زودتر فراموش می‌کنند.»

 وی ضمن یادآوری زلزله بم، خاطرنشان می‌کند: «در آن اتفاق نیز مشکلات ما بعد از چهار ماه شروع شد. جایی که مسئولان به بازماندگان وعده داده بودند که به آنها پول، امکانات و ساختمان می‌دهند. مردم هم بیکار مانده، در خیابان راه می‌رفتند و به نوعی روانی شده بودند. قول‌های زیادی داده شد اما صورت اجرایی به خود نگرفت و با مراحل بوروکراسی گره خورده  بود. هیچ کس تا در این موقعیت قرار نگیرد، نمی‌تواند سختی آن را احساس کند. الان برای انجام کوچکترین کاری هزار مدرک و کاغذ از ما می‌خواهند. وقتی همه چیز آنها از بین رفته چطور آنها را ارائه دهند؟ آن زمان است که احساس پریشانی و درماندگی می‌کنند.»

اقلیما با تاکید بر اینکه باید تفاوت میان افسردگی و بی‌حوصلگی را بدانیم، تصریح می‌کند: «بازماندگان زلزله مساله دارند نه بیماری. بی حوصلگی آنها به دلیل این است که کسی به کار آنها رسیدگی نمی‌کند. آن وقت انگ افسردگی به آنها می‌زنند.»

وی با اشاره به اینکه در سایر نقاط دنیا بلافاصله امکانات در اختیار بازماندگان قرار می‌دهند، می‌افزاید: «آنجا اولین کاری که می‌کنند پیگیری امور از طریق بیمه است که خسارات را بگیرند و امکانات ساخت خانه را فراهم کنند. حقوق دولتی را سریع برقرار می‌کنند و شش ماه بعد دیگر هیچ مشکلی باقی نمی ماند.»

رئیس انجمن علمی مددکاران اجتماعی ایران ضمن انتقاد از اینکه در این موقعیت‌ها ما مسائل صحیح را گم می‌کنیم و نمی‌توانیم تشخیص دهیم که مردم در آن زمان چه چیزی می‌خواهند؟ می‌گوید: «بزرگترین مشکل ما این است که مردم بلافاصله مثلا چراغ خوراک‌پزی برای مجروحین ارسال می‌کنند، در صورتی که فرد قابلمه، روغن و آب برای پخت غذا ندارد. تجربه بنده نشان داده که بازماندگان حس خوبی نسبت به این کمک‌ها ندارند. مثلا پیرمردی به بنده می‌گفت که به ما برنج داده‌اند اما برنج را با چه تجهیزاتی بپزیم؟ برای منطقه بم خرما آورده بودند و همه مسخره می‌کردند. می‌گفتند ما اینجا معدن خرما داریم و نیازی به آن نداریم.»

وی در پایان ضمن انتقاد از اینکه بیش از نیمی از افرادی که در زلزله قطع نخاع می‌شوند، به دلیل کمک و جابه‌جایی از سوی انسان‌های غیرمتخصص است، ادامه می‌دهد: «اگر واقعا می‌خواهیم به وضعیت این عزیزان رسیدگی کنیم، باید به آنها شغل بدهیم و در این راستا انجمن علمی مددکاری ایران آمادگی برای انجام هرگونه همکاری در این زمینه دارد.»

نحوه حمایت روانی از زلزله زده ها

دکتر پیمان حسنی، روانشناس و متخصص علوم اعصاب شناختی در خصوص ضرورت حمایت روانی از زلزله زدگان می گوید: در چنین شرایطی همه مردم کشور دچار آسیب می شوند؛ چه آنهایی که عزیزی را از دست داده اند و چه افرادی که آسیب مادی دیده و آواره شده اند و چه سایر افرادی که در مناطق دیگر کشور هستند و در همدردی با هموطنان آسیب دیده خود دچار تالم خاطر می شوند. معمولا در چنین شرایطی از نظر مالی مانند خوراک، پوشاک و وسایل گرمایشی از آسیب دیدگان حمایت می شود، اما توجه چندانی به نیازهای عاطفی و روانی صورت نمی گیرد.

به گفته این روانشناس، بازماندگان حوادث طبیعی مانند زلزله معمولا دچار مشکلاتی مانند استرس پس از سانحه آسیب رسان (استرس پست تروماتیک)، افسردگی های شدید، اختلالات اضطرابی یا اضطراب حمله ای (حملات پانیک) می شوند. حوادثی مانند زلزله یک آسیب و تروما است و حمایت های عاطفی در این مواقع برای پیشگیری از آسیب های ناشی از استرس پس از سانحه ضروری است؛ اولین کاری که مردم در برخورد با زلزله زدگان می توانند انجام دهند، این است که به آنها اجازه دهند استرس، احساسات و هیجانات خود را با حرف زدن و حتی گریه کردن تخلیه کنند.

به گفته او، همدردی گام بعدی است؛ باید بدانیم که این افراد دنبال راهکار نیستند و نباید به آنها جملاتی مانند این که «می توانست اتفاق بدتری بیفتد» بگوییم و یا این که مشکل را کوچک جلوه دهیم، اما بدترین کار این است که بیرون گود بایستیم و راهکار ارائه دهیم؛ با این کار آسیب دیدگان در زلزله تصور می کنند که دیگران آنها را درک نمی کنند.  انتقال همدلی، بزرگترین کمکی است که به آنها می توان کرد و در کنار آن مشاوره و دارودرمانی نیز می تواند کمک کننده باشد. مهمترین مشکل بازماندگان حوادث طبیعی و به ویژه افراد عزیز از دست داده، انواع اختلالات اضطرابی است؛ به این معنی که آنها از احتمال تکرار حادثه بیمناک هستند. باید با این افراد همدردی و تاکید کرد که همه ما از اعضای یک پیکر هستیم و ما تو را کاملا درک می کنیم. همچنین باید از ارائه راهکار و کوچک جلوه دادن مشکل ممانعت کنیم.

به طور کلی در کنار همدردی، همدلی و ارائه حمایت های عاطفی می توان از روش های مشاوره ای و دارودرمانی نیز طبق نظر پزشکان مربوطه استفاده کرد.(سلامت آنلاین/ محسن طاهر میرزایی)