شنبه ۲۶ دی ۱۳۹۴ - ۰۹:۳۷

دکتر «رامی» و ۵۰۰۰ جراحی در طول جنگ تحمیلی

کراپ‌شده - دکتر منصور رامی

سلامت آنلاین - وقتی قسم می‌خورد طبابت را پیشه‌اش کند، پس پای همه تلخ و شیرین‌های این راه پر فراز و نشیب می‌ایستد، تا آنجا که دیگر برایش مهم نیست در جایی خدمت کند که شاید جانش را از دست بدهد.

روزهای جنگ و فداکاری، فراموش شدنی نیست. جان برکفان هشت سال دوران دفاع مقدس زخمی می‌شدند یا جانشان را از دست می‌دادند تا از این خاک پرگهر، محافظت کنند. در این راه، عده زیادی از پزشکان هم پابه‌پای رزمندگان در بیمارستان‌ها شبانه‌روز مشغول به کار بودند و لحظه‌ای چشم بر هم نمی‌گذاشتند. یکی از این پزشکان فداکار، سرنوشتی خواندنی دارد. دکتر "منصور رامی" را همه خرمشهری‌ها می‌شناسند، اما شاید برای اکثر مردم ایران این چهره فداکار و مهربان کمتر شناخته شده باشد. او سال ۱۳۱۶ در خرمشهر به دنیا آمد و تخصص ارتوپدی و جراحی عمومی را در کشور آلمان گرفت، از سال ۵۳ به ایران بازگشت و تا جنگ آغاز شد همراه با سایر پزشکان در اتاق‌های عمل، چندین و چندهزار عمل جراحی را انجام داد.

 رکورددار بلامنازع جراحی در جنگ

او در بحبوحه جنگ، پیشنهاد کار در آمریکا را رد کرد تا مرهمی بر زخم های همشهریانش باشد:" جراحی‌های زمان جنگ واقعاً زمان و مکان نمی‌شناخت. بیشتر جراحات، بر اثر گلوله‌های اصابت شده به نقاط مختلف بدن بود. البته مجبور بودیم انواع و اقسام جراحی‌ها را مثل سزارین، آپاندیس، کلیه حتی سنگ مثانه هم در حاشیه عمل رزمندگان انجام دهیم. در آن زمان من ماهشهر بودم و چون پزشک به اندازه کافی نبود، به عنوان رئیس گروه جراحان مشغول به کار شدم. زمان جنگ باید هر جراحی را انجام می‌دادیم و نمی توانستیم مریض را به فراموشی بسپاریم، حتی از یک زخم که درمان سرپایی نیاز داشت نمی گذشتیم تا رزمندگان به میادین جنگ برگردند."

این پزشک فداکار در دوران جنگ تحمیلی، نزدیک به پنج هزار عمل جراحی انجام داده است، به همین دلیل او را رکورددار جراحی در دوران جنگ می شناسند. دکتر رامی حتی در مواقعی که در سایر شهرهای خوزستان هم عمل جراحی می‌کرد، تعداد اعمال جراحی اش در ماه نزدیک به ۳۰۰ تا ۴۰۰ می رسید. وقتی هم به بیمارستان‌های نزدیک خط مقدم می‌رفت، به گفته خودش حتی تا روزها، رنگ بیرون را نمی‌دید و شبانه‌روز با همکارانش در اتاق عمل بود: " گاهی یک ساعت هم نمی‌توانستم بخوابم و تعداد مجروحان به حدی بود که حتی وقت نداشتم لباس عمل را عوض کنم؛ به طور کامل در اختیار مجروحان بودیم. تلخ ترین لحظات برایمان زمانی بود که برای برخی از مجروحان کاری نمی‌توانستیم انجام بدهیم و جان می دادند."

حق ویزیت هم نمی‌گیرم

پزشک ۷۸ ساله خرمشهری که الان هم با وجود سن بالا هفته‌ای سه روز در بیمارستان دولتی ولیعصر خرمشهر بیماران را ویزیت می‌کند، یک اقدام خداپسندانه دیگر هم از سال ۷۲ شروع کرده است؛ دکتر از بیمارانش حق ویزیت و حق عمل نمی‌گیرد. این طبیب خرمشهری می‌داند که بسیاری از بیمارانش در خرمشهر از شرایط مالی مناسبی برخوردار نیستند و به همین دلیل، به ندرت از بیماران حق ویزیت می گیرد:  " سال ۷۲ به خرمشهر بازگشتم و تصمیم گرفتم از مردم به خاطر شرایطی که دارند حق ویزیت دریافت نکنم. به هر حال آن روزها هر چند شبکه بهداشت و درمان از نظر مالی وضعیت خوبی نداشت، اما حقوق مناسبی به پزشکان می داد که بتوانیم زندگی کنیم. اما معتقدم پزشکی که قسم طبابت می خورد نباید تنها به بعد مادی این حرفه نگاه کند بلکه همه حواسش باید به بیمار و نجات دادن زندگی هم‌نوعش باشد. در این میان بیشتر مراجعه کنندگان ما وضع مالی و اقتصادی چندان خوبی ندارند  و به همین خاطر، ما هم از خیلی ها مبلغی دریافت نمی کنیم. به اتاق عمل که می‌روم حق عمل نمی‌گیرم و به همان کارانه ای که بیمارستان برایم واریز می کند، قانعم."

 " باباجان" خرمشهر، خستگی نمی شناسد

مردمان خرمشهر، این پزشک فداکار شهرشان را " باباجان " هم صدا می کنند، دوستش دارند و در اکثر موارد به او برای ویزیت رایگان مراجعه می‌کنند.

دکتر رامی که حالا سن و سالی از او گذشته، کار ارتوپدی را کنار گذاشته و بیشتر به جراحی عمومی روی آورده است. او از اینکه توانسته برای مردم کاری انجام دهد، وجدانش کاملاً آسوده است و به قول خودش، دینش را به مردم خرمشهر ادا کرده است. صبح‌ها از ساعت هشت و نیم تا یک و نیم کار می‌کند، بعد از استراحتی دو سه ساعته دوباره کار ویزیت و درمان را تا ده و نیم شب ادامه می‌دهد.

از دکتر می پرسم آیا خودش بیماری خاصی دارد، می‌گوید: " تاکنون هیچ بیماری جدی نداشتم، اما یک بار در آمریکا تصادف کردم و در گردنم پلاتین گذاشتم، ولی همین که راه می روم خدا را شاکرم."

اشتیاق کمک به بیماران، اشتیاقی است که گویی هرگز در دکتر رامی خاموش نمی شود. میل به خدمت، همچنان دکتر را در سن ۷۸ سالگی، سحرخیز و پرتوان نگه داشته است، او هنوز هم به سبک ایام شباب، قبل از طلوع آفتاب برمی خیزد و ساعت که به نیمه های شب نزدیک می شود، در گوشه ای از سرزمین مادری اش با وجدانی آسوده می خوابد.

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.