سه‌شنبه ۱۱ خرداد ۱۳۹۵ - ۱۴:۱۳

سلامت آنلاین چرایی عمر کوتاه زندگی های مشترک را بررسی می کند

افزایش طلاق سال اولی ها و عقد کرده ها

طلاق

سلامت آنلاین- بر اساس آخرین آمارهای اعلام شده، ۸۲ درصد از طلاق ها، طلاق های توافقی است، طلاقی که دادگاه ظرف ۱۵ دقیقه مجوز جاری شدن صیغه آن را صادر می کند. طلاق های توافقی زیر پوست شهر به شدت ریشه دوانیده اند و متاسفانه هیچ مرجعی نیز در این باره پاسخگو نیست؛ اینجاست که می توان گفت نه تنها پای پیشگیری می لنگد، بلکه بررسی عوامل این نوع از طلاق و ارایه راهکارهای مساعد آن نیز دست کم گرفته شده و یا حتی به دست فراموشی است.

به گزارش سلامت آنلاین، روان شناسان معتقدند بسیاری از جوانان امروزی، در جستجوی رویاها و دست یافتن به آنها وارد ازدواج و زندگی مشترک می شوند و وقتی با واقعیت زندگی مواجه می شوند، تازه ،فاصله حقیقی  بین رویاها و واقعیتهای زندگی را درک می کنند و از آنجا که تاب تحمل آن را نیز ندارند، سریعا نسبت به طلاق اقدام می کنند. حقیقتی که گواه آن،آمار سرسام آور طلاق سالی اولی ها و یا نامزدها و عقد کرده هایی است که به وضوح می توان جای سیلی واقعیت را بر چهره ناپخته ازدواج شان مشاهده کرد، اندک نیستند جوانانی که هنوز جوهر مهر ازدواج شان خشک نشده، مهر طلاق را بر زندگی شان می زنند. به راستی علت این امر چیست؟ چرا جوانان نسبت به طلاق عجول شده اند؟

عدم آمادگی برای ازدواج

روان شناسان معتقدند افراد زمانی می توانند وارد مراحل بعدی رشد روانی شوند که مراحل قبلی را با موفقیت پشت سر گذاشته باشند، به بیان دیگر اگر فرد مرحله قبل را صحیح و کامل طی نکرده باشد، به خاطر کافی نبودن مهارتها، فرصت های موجود در مراحل بعدی را نیز از دست خواهد داد. حکایت رابطه روان شناسی فرد در دوران مجردی با طلاق زود هنگام نیز، مبتنی برهمین اصل مهم است. وقتی فرد در دوران قبل از ازدواج، به بلوغ کافی، آن هم در ابعاد مختلف، دست نیافته باشد و بی تفاوت به عالم حقایق، فرصت هایی را که می بایست صرف آگاهی از واقعیتها و کسب مهارت های اساسی برای کنارآمدن و سازگاری با انها صرف کند را خرج سیر و سفر در رویاپردازی های ارادی یا القایی دوران نوجوانی و جوانی نماید، به طور حتم عدم آمادگی کافی برای دور شدن از رویا ها و ورود به مرحله جدیدی از رشد در جهان واقعی، او را شوکه کرده تا بدان جایی که ممکن است با اولین تلنگر احساس ضعف و درماندگی کرده و برای همیشه از ادامه مسیر باز بماند.

در چنین شرایط بحرانی، بهترین راه حل برای دور ماندن از احساس گناه، ناکامی و اضطراب، واگذار کردن اشتباهات بر عهده دیگری است، آن هم با جمله ای با بسته بندی شیک و امروزی" همسرم، آنی که ارزویش را داشتم، نیست ". این جمله به طور مشخص و مبرهن به ریشه های آسیب دیده قبل از ازدواج در آن فرد اشاره دارد که عملا دربردارنده نقصان هایی است که عمدتا متوجه خود آن فرد است. عدم پاسخگویی صحیح به سوال «من کیستم؟» از جمله عوامل خطر ساز طلاق زودهنگام است که باعث می شود افراد در همان نخستین سالهای زندگی از متاهل بودنشان ابراز پشیمانی و ندامت  کنند. نرسیدن به یک جمع بندی کلی از کیستی خویش و همچنین خواسته و انتظارات خود در جنبه های مختلف زندگی، بخصوص ازدواج، همسر و زندگی مشترک باعث می شود فرد دچار بحران هویت شود و معمولا کسی که تکلیفش با هویت خویش مشخص نباشد، به مانند مرغ سرکنده ای می ماند که مدام این طرف و آن طرف می رود، این شاخه و آن شاخه می کند، امروز عاشق می شود و فردا فارغ، لحظه ای تصمیم می گیرد و لحظه ای دیگر پشیمان می شود. معمولا چنین افرادی آمادگی لازمه برای   ورود به رابطه بلند مدتی چون زناشویی را ندارند و اگر هم بر حسب تصادف و یا بی ملاحظی اطرافیان وارد آن شوند، بیش از چند ماه، تاب ادامه آن را نخواهند داشت.  

بی توجهی به  تقابل نگرش ها و باورها

عدم شناخت و بی توجهی به نگرش های متفاوت از دیگر عوامل خطرسازی است که باعث می شود فرد از ادامه مسیر ازدواج، برای  همیشه، ابراز ناراحتی و خستگی کند. نگرش و باورهای ما از دوران کودکی بخصوص نوجوانی شروع به شکل گیری می کنند و معمولا  هر فردی با توجه به تجارب زندگی خویش، در مورد زندگی مشترک، همسر و تشکیل خانواده عقیده ای مختص به خود خواهد داشت و دقیقا به دلیل همین ویژگی است که اکثر اوقات باورها و نگرش های ما درباره موضوعات مهم زندگی، برای طولانی مدت ثابت باقی می مانند و در برابر هر گونه تغییر و تحول مقاومت می کنند چه بسا نگرش سه بعد فعال و پویا دارد، بعد اول، بعد شناختی است، همان فکری که ما درباره مسائل داریم، بعد دوم بعد عاطفی است یعنی همان احساسی که نسبت به ان مساله حس می کنیم و به نوعی چاشنی تقویت فکرمان نیز می شود و در نهایت بعد رفتاری یک نگرش، که باعث می شود ما بر اساس آنچه که فکر و احساس می کنیم، دست به عمل بزنیم. بر همین اساس نگرش و باوری که فرد در دوران قبل از ازدواج نسبت به زندگی مشترک اتخاذ کرده است با ازدواج کردن چرخش سیصد و شصت درجه ای پیدا نخواهد کرد، کسانی که در دوران مجردی به اصل پذیرش و تحمل تفاوتهای میان افراد توجه نمی کنند، معمولا پس از شروع زندگی مشترک نیز، خیلی زود قافیه را به همان تفاوت ها خواهند باخت و تسلیم جدایی و طلاق خواهند شد. 

اشتباه بودن انگیزه های ازدواج

انگیزه مند بودن عامل اساسی در بسیاری از تصمیمات مهم بشری است که معمولا تحت الشعاع و زیر مجموعه ای از عامل هویت است. انگیزه، موتور محرک اندیشه و رفتار است، حال اگر انگیزه تفکر و یا  انجام رفتاری اشتباه باشد، ولو آن که  در ظاهر و باطن آن فکر و رفتار عیبی وجود نداشته باشد، معمولا نمی توان فرجام مساعد و خوبی را انتظار داشت. عدم توانایی جوان در یافتن پاسخی منطقی و عاقلانه به سوال «چرا می خواهم ازدواج کنم؟»، عامل خطرناکی است که احتمال ازهم پاشیدگی زودهنگام زندگی مشترک را افزایش می دهد. به عنوان مثال وقتی جوان به انگیزه خلاصی از قیل و قال های خانواده پدری تن به ازدواج دهد، بعد از ازدواج و به هنگام مواجهه با اولین مشکلات اجتناب ناپذیرزندگی، دوباره خود را گرفتار در جنجال ها و بحث های گذشته ببیند و برای فرار از آن نیز مهیا شود. ازدواج به خاطر انگیزه های غلطی چون رفع نیاز جنسی، جبران ناکامی های عاطفی گذشته، احساس استقلال داشتن ، خسته شدن از مجرد بودن، مرتفع کردن نیازهای مادی، ترس از افزایش سن، تسلیم شدن در برابر فشارهای خانوادگی و اجتماعی،تحت تاثیر علاقه یک طرفه قرار گرفتن، فرار از موقعیت های بحرانی و... عاقبتی جز طلاق و جدایی نخواهد داشت.     

عدم کسب مهارتهای زندگی

تفاوت سبک زندگی جوانان دیروز و امروز از جمله دلایلی است که باید در بررسی علت پایداری زندگی های مشترک  دیروز و امروز مورد توجه قرار داد. معمولا جوانان دیروز در دورانی زندگی می کردند که اگر چیزی خراب می شد، به جای دور انداختن آن را تعمیر می کردند، جوان دیروز به دنبال ساختن زندگی خوب بود در حالی که جوان امروزبه اشتباه گمان می کند یک زندگی خوب به دست آوردنی است.اگر جوانان امروزی نگاه شان به زندگی را از دیدگاه ابزاری یکبار مصرف به یک وسیله انسان سازی و پیشرفت که قابل ارتقاء و اصلاح است، تغییر دهند، بی تردید همه چیز تفاوت خواهد کرد.

 از سوی دیگر، جوانان دیروز به خاطر نگرش های خاص آن زمان نسبت به طلاق، کمتر نسبت به آن گرایش داشتند و به هر شکلی هم که بود عمر زندگی مشترک شان را تمام نمی کردند، اگر چه شاید در مسیر زندگی به طلاق عاطفی می رسیدند اما بندرت طلاق رسمی اتفاقی می افتاد. معمولا به هر طریق ممکنی تلاش می کردند تا از پاره شدن همیشگی ریسمان زندگی مشترک شان ممانعت نمایند، مشورت می کردند و از راهکارهای که گاه حتی شاید مساعد احوالشان هم نمی شد،مدد می جستند، مخلص کلام آن که در جستجوی افزایش مهارتهای زندگی شان، به هر دری متوسل می شدند تا شاید با با چنگ زدن به آن، زندگی شان را نجات دهند، اگر چه در آن زمانها  کافی نبودن آموخته های فرد از مهارت های زندگی، به قدر امروز اهمیت نداشت و حداقل به شکل ظاهری خانواده لطمه ای نمی زد، اما در زمانه حاضر، که تابوی طلاق و قبح آن تا حد زیادی شکسته شده و بسیاری از زوج ها به صورت توافقی اقدام به طلاق می کنند، نداشتن پشتوانه ای از مهارتهای کافی برای ورود به زندگی مشترک ،عدم شناخت از تفاوتهای زن و مرد،عدم اطلاع از فنون همسرداری و... می تواند به عنوان عاملی مهم برای  جدایی های زود هنگام زوجین  مطرح شود. بنابراین از آنجا که کاربردی شدن این مهارتها نیازمند زمان و ممارست بسیار است و بسیاری از زن و شوهری امروزی نیز، فارغ از حوصله انجام آن هستند و نمی توانند برای یادگیری فرد مقابل صبر کنند، لازم است افراد در دوران مجردی به انواع این مهارتها که شامل موارد زیر است مجهز شوند چه بسا اگر چنین نشود خیلی سریعتر از آنچه که گمان کنید کار به جدایی خواهد انجامید. هنر برقراری ارتباط و گفتگو ، گوش کردن، همدلی و همدردی، صبر و گذشت،درک متقابل، تاب آوری، مسئولیت پذیری و تعهد، مدیریت هیجان ها بخصوص خشم از جمله مهارتهایی است که آموزش آنها در دوران مجردی تضمین کننده سلامت زندگی مشترک در نخستین سالهای زندگی خواهد بود.(سلامت آنلاین/نسرین صفری- مشاور خانواده)

 

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.