چهارشنبه ۳ شهریور ۱۳۹۵ - ۲۳:۵۷

«لیبی زیون» و عباس کیارستمی

دکتر علیرضا مقدسی - جراح و متخصص چشم و فوق تخصص قرنیه

دکتر علیرضا مقدسی

سال ۱۹۸۴ در یکی از بیمارستانهای نیویورک دختر ۱۸ ساله ای به نام لیبی زیون با علایم تحریک پذیری، پرش های عضلانی و گیجی به اورژانس مراجعه میکند. لیبی سابقه ابتلا به افسردگی دارد و یک داروی ضد افسردگی به نام فنلزین مصرف میکند. رزیدنت و اینترن مسؤول پس از تماس و مشاوره با پزشک خانوادگی لیبی و  بدون دقت  به این مطلب ، برای وی داروی مپریدین و هالوپریدول تجویز میکنند. ۸ ساعت بعد بیمار با علایم تب ۴۲ درجه و ایست قلبی فوت میکند. پدر لیبی ، سیدنی زیون،  وکیل و خبرنگار مشهور روزنامه نیویورک تایمز بود که به دنبال این واقعه از بیمارستان نیویورک و پزشکان مربوطه به علت قصور پزشکی ناشی از کمبود کادر پزشکی، عدم نظارت پزشکان آنکال  و همچنین ساعت طولانی و طاقت فرسای کار رزیدنت ها شکایت کرد. او در روزنامه نیویورک تایمز نوشت باید یک بچه کودکستانی باشید که ندانید رزیدنتی که در شیفت ۳۶ ساعتی کار میکند در وضعیتی است که توانایی هیچگونه قضاوتی را ندارد. 
پرونده لیبی یک از جنجالی ترین پرونده های پزشکی در آمریکا بود. پس از ۵ سال مناقشات حقوقی در نهایت قانونی در ایالت نیویورک تصویب شد که امروزه به قانون لیبی زیون مشهور است. به این ترتیب ساعت کار رزیدنت های پزشکی به ۸۰ ساعت در هفته محدود شد. این قانون چندی بعد در سایر ایالات نیز جاری گردید.
پس از واقعه فوت آقای عباس کیارستمی این ماجرای مشابه سرنوشتی دیگر یافت، سرنوشتی که مشابه تمام خرده رفتارهایی که به ایران می آیند ، دچار دگردیسی شده و ایرانیزه میشوند!
کارگردانی در مجلس بزرگداشت  آن مرحوم بنای توهین  به پزشکان قاتل(!) را گذاشت، صفحه اول برخی روزنامه ها شد محل بیانیه و گلایه های وابستگان مرحوم، جوانی جویای نام و شاید جویای کار، کانالی تلگرامی راه انداخت با عنوان خطای پزشکی که در آن داستانهای عامیانه از خطاهای پزشکی را منتشر میکرد! برخی وکیل ها نیز فرصت را مغتنم شمرده و در اهمیت بگیر و ببند پزشکان داد سخن دادند و مردم را به طرح دعوی از این پزشکان پول پرست! فراخواندند بلکه از این نمد کلاهی هم نصیب ایشان گردد.اما هیچکس نگفت بیایید به جای هیاهو،  از مجاری قانونی استفاده کنید و مانند همه مردم از ساز و کاری که برای اینگونه امور اندیشیده شده است مساله را روشن کنید. پس از گذشت چندین ماه خبر رسید که خانواده آن مرحوم طرح دعوی کرده اند. کاری که به جای هیاهو و تسخیر خبرگزاری ها، همان اول باید میکردند، بررسی موضوع قصور پزشکی در فضایی آرام و کارشناسانه.
این تهییج افکار عمومی رفتارهای خشونت گرایانه را علیه کادر درمان ایجاد کرد. چه برای آن متخصص جوانی که در نقطه ای که هنوز هم عنوان تبعیدگاه مجرمان را دارد به طبابت صادقانه مشغول است. چه برای آن رزیدنت هایی که در شیفت های ۳۶ ساعته تمام انرژی و جوانی خودشان را صرف درمان بیماران در بیمارستان های دولتی میکنند. چه برای بسیار اساتید سپید مویی که عمرشان صرف آموزش و تربیت پزشکان شده و میشود. آتش که در گرفت خشک و تر میسوزد، کسی از این آتش افروخته گرم نخواهد شد و دودش به چشم همه خواهد رفت، چه آن پزشکی که قصور کرده، چه پزشکی حاذقی که تهور و جسارتش را در درمان بیماریهای صعب العلاج را از دست داده باشد، یا بیماری که در به در دنبال پزشکی بگردد که ریسک بکند و درمان را به عهده بگیرد و آماج توهین های احتمالی شود.
در روانشناسی فروید مکانیسم های دفاعی در برخورد با اضطراب توضیح داده شده اند که افراد با تکیه به این مکانیسم های ذهنی نا خود آگاه اضطراب درونی را کاهش میدهند. یکی از این مکانیسم های دفاعی واکنش سازی است. مثلا مادری که دارای یک فرزند خردسال دختر است، شدیدا دوست داشته فرزند دومش پسر باشد، پس از دنیا آمدن دومین دخترش با وجود اینکه از این اتفاق خرسند نیست، در عین حال دچار تعارض درونی شده و برای غلبه بر اضطراب ناشی از عذاب وجدان حسی که دختر دومش را دوست ندارد واکنش سازی کرده و شروع به بذل محبت بیش از حد به فرزند دومش میکند.آنچه برای مرحوم کیارستمی اتفاق افتاد نیز مشابهت هایی با واکنش سازی دارد. جامعه ای مدتها به هر دلیل به یکی از هنرمندان جهانی اش بی اعتنا بوده ، فیلمهایش را نمی ‌دیده و نگاه خاصش را نمی فهمیده است، حالا به ناگاه با فقدان وی دچار اضطراب میشود و راه حل ناخودآگاه این اضطراب پرخاش و هیاهو به تیم درمان است. از سویی دیگر فوت آقای کیارستمی که به گفته آقای مهرجویی دو هفته پیش صحیح و سالم بودند، در تصمیم گیرندگان انتقال ایشان به فرانسه -که منجر به فوت ایشان شد- نیز ممکن است اضطرابی را ایجاد کند که به واکنش سازی بپردازند.در پایان سوالی که باقی میماند این است که چرا واقعه دردناک مرگ عزیزی در ایران به توهین به کل پزشکان ، صف کشی صنفی و کاشتن بذر تنفر می انجامد ولی در آن طرف دنیا منجر به تصویب قانونی می شود که هم حافظ بیمار و هم حافظ پزشک است.

منبع:کانال تلگرامی دکتر مقدسی

نظرات

  • ارشادی ۱۳۹۵/۰۶/۰۴ - ۰۸:۲۸
    0 0
    چقدر زیبا ...قلمتون پایدار آقای دکتری که نمی شناسمت

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.